کـوچــه ی تنهـــــایـی

درویش کوچـــــــــه های تنهــــــــاییم ، کاسـه ی گـدایــی مـرا ، سکه ی نگـــاه تـو کـافـیــست...!

کـوچــه ی تنهـــــایـی

درویش کوچـــــــــه های تنهــــــــاییم ، کاسـه ی گـدایــی مـرا ، سکه ی نگـــاه تـو کـافـیــست...!

بگذار

تا درغـــــربت کـــــــــــوچه ام

کنارخـــــــطهای سیاه دفتـــــــــرم

به احترام قــــــــلب شـکستــــــه ام

بــــمیــــــــــرم ...!

************************
شعـــــــــر من کوچـــــــه پیچاپیچی است ؛

کوچــــــــــه باغیست که تنهـــــا یک شب !

تــــــــو از این کوچـــه گذشتی مغــــــــرور ؛

سـالهـــــــــا میـگـــــــــــــــــــــذرد ...

سالهـــــا در گـــــذر کوچـه نــــــــــگاه دیـوار!

دیده بـــــس رهگـــــــــذران را خامــــــــوش ...

دیده بـــــــــس رهگــــــذران را پــرشـــــــور ...

لیک ای رهگــــــــذر یک شبه ی " کـوچـه تـنـهـــایـــی " من

جـــــای پای تـــــو در این کوچــــــــــــه بجا مانده است...!


************************

چندیست ز یـــــــــــاران قدیمــــــــــــی خبری نیست
از آن همه خوبــــــــــی و محبت اثـــــــــــــری نیست

چشــــــــــمم به در و گـــــــــــــوش و دلــــم تنــــــگ
در "کوچــــــــــــه ی تنهایی " من رهگـــــــذری نیست ... !

**********************

در کودکـــــــــــــی خوانــده بودیــــــــم ” آن مــــــــــــرد دربـــــــــاران آمــــــــــد”؛
غافــــــــــــــل ازاینــــــــــــکه تـا آن مــــــــــــــــــرد نیایـــد، بـــــــاران نمـــــی بارد ...!

بایگانی

تقدیم به همه مادرها و مادر مهربون خودم ...!

چهارشنبه, ۱۸ شهریور ۱۳۹۴، ۰۸:۰۵ ق.ظ


من یه مامانم...!

خیلی وقته که دیگه لباسای قبلم اندازم نیست اما......ازینکه میبینم فرزندم روز به روز با بزرگ شدنش لباساش دیگه اندازش نیست حس خیلی خوبی دارم.

چاق شدم و اندامم دیگه مثه قبل نیست.... اما وقتی فرزندم و نگاه میکنم و قد و بالاشو میبینم ذوق میکنم

خیلی وقته که دیگه وقت نمیکنم ارایش کنم ...اما وقتی فرزندم اراسته است و زیبا همه چی یادم میره.

خیلی وقته که برای خودم وقت زیادی ندارم ....اما ازینکه تمام وقتم صرف رسیدگی به فرزندم میشه یه جور خاصی خوشحالم

خیلی وقته که نتونستم غذامو تا گرمه و لذت داره تا اخرش بخورم......اما وقتی فرزندم غذاشو با میل میخوره و تموم میشه انگار خوشمزه ترین غذاهای دنیا رو خوردم

خیلی وقته نتونستم کتاب مورد علاقمو بخونم.....اما وقتی با عشق با فرزندم حرف میزنم واون به چشمانم زل میزنه زیباترین متن های عاشقانه رو تو عمق نگاهش میخونم

خیلی وقته.......

خیلی وقته...... 

خیلی وقته........

همه ی این خیلی وقته ها رو با یک لبخند کودکم عوض نمیکنم

دلم ضعف میرود برای دنیای مادری

دنیایی که متعلق به خودت نیستی

همه جا حضور کسی را احساس میکنی که آنقدر بی پناه است که اغوش تو ارام ش میکند

آنقدر کوچک است که دستهای تو هدایتش میکند.

مادری را دوست دارم …………. چون به بودنم معنا میدهد

چون ارزشم را به رخم میکشد

و یادم میدهد هزار بار بگویم ((جانم ))کم است برای شنیدن ((مادر ))از امانت خدایم


مادری را دوست دارم ………

هرچند در آیینه خودم را نمیبینم

آن زن خسته …. ژولیده و کم خواب در قاب آیینه را تنها وقتی میشناسم که دستهای فرشته ای به گردنم گره میخورد

و باخنده از من میخواهد که عکسی دو نفره بگیریم

و آنوقت هست که من زیبا میشوم و زیباترین ژست دونفره را در قاب آیینه حک میکنم

مادرم و مادریم را خیلی دوست دارم

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۴/۰۶/۱۸
Ƹ̵̡Ӝ̵̨̄Ʒ banoo Ƹ̵̡Ӝ̵̨̄Ʒ

نظرات  (۱)

۱۹ شهریور ۹۴ ، ۰۲:۰۹ مجاهدین اسلام
سلام علیکم
شاید بتوان بخاطر مقام مادر برتری زنان را تایید کرد!
واقعا خیلی عجیب و غریبه این حس که مادر ها دارن، به نظرم اوج فداکاری مادرهارو تو این آیه بشه حس کرد
و وصینا الانسان بولدیه حملته امه وهنا علی وهن و فصله فی عامین ...
توصیه کردیم انسان را در مورد پدر و مادرش، مخصوصا مادرش که با ناتوانی پی درپی حامل وی بود و تا دوسال طول میکشد از شیر بریدنش... سوره لقمان/14
عرب به کاری که باعث ضعیف شدن و از نظر ارزشی سبک شدن چیزی میشه میگه وهن
یعنی تمام این کارهای زیبای مادرانه رو خود مادر از نظر جسمی و روحی تاثیر منفی میذاره ولی باز هم با عشق انجام میده، آیا ایثار به معنی واقعی کلمه غیر از اینه؟
و خوش به حال تمام مادران بالاخص مادران فاطمی...
التماس دعا

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی